تبليغاتX
.: پری دریایی :.
 
   
 


دو خط موازی زائیده شدند .


پسركی در كلاس درس، آنها را روی كاغذ كشید


 دو خط موازی چشمشان به هم افتاد .

 
و در همان یك نگاه قلبشان تپید .


و مهر یكدیگر را در سینه جای دادند .


خط اولی گفت :


ما میتونیم زندگی خوبی داشته باشیم .


و خط دومی از هیجان لرزید .


خط اولی گفت میتونیم خانه ای داشته باشیم در یك صفحه دنج كاغذ . 

من روزها كار میكنم  ، میرم خط  كنار یك جاده دور افتاده و متروك شوم ، یا خط

كنار یك نردبام .


خط دومی گفت :


من هم میتونم خط كنار یك گلدان چهار گوش گل سرخ بشم ، یا خط كنار یك نیمكت

 

خالی در یك پارك كوچك و خلوت .


خط اولی گفت :


                

چه شغل شاعرانه ای و حتما زندگی خوشی خواهیم داشت


در همین لحظه معلم فریاد زد : دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند .


و بچه ها تكرار كردند :


دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند


                                             

دو خط موازی لرزیدند
به هم دیگر نگاه كردند


و خط دومی زد زیر گریه


خط اولی گفت نه این امكان ندارد حتما یك راهی پیدا میشه .


خط دومی گفت شنیدی كه چی گفتند !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


هیچ راهی وجود ندارد، ما هیچ وقت به هم نمی رسیم و دوباره زد زیر گریه


خط اولی گفت : نباید ناامید شد .


ما از صفحه خارج میشیم و دنیا را زیر پا میذاریم . بالاخره كسی پیدا میشود كه مشكل ما را حل كند.


خط دومی آروم گرفت و آن دو اندوهناك از صفحه كاغذ بیرون خزیدند از زیر كلاس درس

 گذشتند و وارد حیاط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهای دو خط موازی شروع شد .


آنها از دشتها گذشتند ...


    از صحراهای سوزان ...


              از كوهای بلند ...


                  از دره های عمیق ...


                      از دریاها ...


                         از شهرهای شلوغ ...


سالها گذشت وآنها دانشمندان زیادی را ملاقات كردند .

 
ریاضی دان به آنها گفت : این محال است .هیچ فرمول ریاضی شما را به هم نخواهد رساند . شما
همه چیز را خراب میكنید .


فیزیكدان گفت : بگذارید از همین الان ناامیدتان كنم .اگر می شد قوانین طبیعت را نادیده گرفت ،

دیگر دانشی بنام فیزیك وجود نداشت .


پزشك گفت : از من كاری ساخته نیست ، دردتان بی درمان است .


شیمی دان گفت : شما دو عنصر غیر قابل تركیب هستید . اگر قرار باشد با یكدیگر تركیب شوید،
همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .


ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترین موجودات روی زمین هستید رسیدن شما به هم مساویست با
نابودی جهان . دنیا كن فیكون می شود سیارات از مدار خارج میشوند كرات با هم تصادم می كنند

نظام دنیا از هم می پاشد . چون شما یك قانون بزرگ را نقض كرده اید .


فیلسوف گفت :

متاسفم ... جمع نقیضین محال است.


            و بالاخره به كودكی رسیدند كودك فقط سه جمله گفت :


                   شما به هم می رسید


                       نه در دنیای واقعیات!!!


                           آن را در دنیای دیگری جستجو كنید!


دو خط موازی او را هم ترك كردند و باز هم به سفرشان ادامه دادند


اما حالا یك چیز داشت در وجودشان شكل می گرفت .


« آنها كم كم میل رسیدن به هم را از دست می دادند »


خط اولی گفت : این بی معنیست .


خط دومی گفت : چی بی معنیست ؟ 


خط اولی گفت : این كه به هم برسیم .


خط دومی گفت : من هم همینطور فكر میكنم و آنها به راهشان ادامه دادند .


یك روز به یك دشت رسیدند . یك نقاش
میان سبزه ها ایستاده بود و بر بومش نقاشی میكرد

 
خط اولی گفت : بیا وارد آن بوم نقاشی شویم و از این آوارگی نجات پیدا كنیم . 


خط دومی گفت : شاید ما هیچوقت نباید از آن صفحه كاغذ بیرون می آمدیم


خط اولی گفت : در آن بوم نقاشی حتما آرامش خواهیم یافت .


و آن دو وارد دشت شدند و روی دست نقاش رفتند و بعد روی قلمش .


نقاش فكری كرد و قلمش را حركت داد !


و آنها دو ریل قطاری شدند كه از دشتی می گذشت و آنجا كه، خورشید سرخ آرام آرام، پایین می رفت، سر دو خط موازی، عاشقانه به هم می رسید!
 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 



خیلی با نمکه !!!



پ.ن: دیروز یهو تصمیم گرفتم خودکشی کنم. ولی بعد پشیمون شدم


 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 



من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

 زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

 تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...

دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!

 دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...


پ.ن: دست خط تو خیلی قشنگه .. دلم برات تنگ شده ...

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 

سوال‌هاي زير را از بچه‌هاي 5 تا 10 ساله پرسيده‌اند. اما انگارجواب‌هاي آنها خيلي بچگانه نيست!

بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟

«84 سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و مي‌توانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله


عاشق شدن چطوري است؟

مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني.» راجر، 9 ساله

نقش خوش تیپی در عشق

«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوش‌تيپم. اما هنوز کسي پيدا نکرده‌ام که با من ازدواج کند.» گري، 7 ساله


عقايد محرمانه درباره عشق

من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون مي‌دهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله

«عشق آدم را پيدا مي‌کند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5 سالگي تلاش مي‌کنم که خودم را از آن پنهان کنم ولي دخترها مدام پيدايم مي‌کنند.» بابي، 8ساله


«خيلي دنبال عشق نيستم. فکر مي‌کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله


راه‌هايي که مي‌شود کسي را عاشق خودتان کنيد

به آنها بگوييد که فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شکلات داريد.» دل، 6 ساله


يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست.» آلونزو، 9 ساله

«يکي از راه‌هايش اين است که دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت کنيد. حتما يک چيزي بخريد که دوست دارد؛ مخصوصا سيب‌زميني سرخ کرده.» بارت، 9ساله


چطوري مي‌شود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا مي‌خورند عاشق هم هستند؟

عاشق‌ها فقط به هم خيره مي‌شوند و غذايشان سرد مي‌شود. بقيه بيشتر به غذا توجه مي‌کنند.» براد، 8 ساله

وقتي مردم مي‌گويند: دوستت دارم، به چه فکر مي‌کنند؟

«به خودشان مي‌گويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي کاش مي‌شد حداقل روزي يک بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله


چطور مي‌شود عاشق ماند؟

«اسم زنتان را فراموش نکنيد... اين کار کل عشق را نابود مي‌کند.» راجر، 8 ساله


«همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث مي‌شود او يادش برود که شما هيچ وقت آشغال را بيرون نمي‌گذاريد.» رندي، 8ساله

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 

سلام ودرود امیدوارم حال همتون خوب و عالی باشه و دماغ هاتون از فرط چاغی در حال ترکیدن(ان شا ا...)

من یکی که خیلی خوشحالم اونقدر که نمی تونم بگم چقدر آخه امروز(ببخشید روز درخت کاری یا به عبارت دیگه 15/12دیروز بود) تولد عزیزترین بهترین ماه ترین مهربانترین پاکترین و... خوبترین و قدیمی ترین(از آمادگی تا...) دوست من یعنی الهام جووووونه(چه عالی!!!!!!!!) البته امان که دست روزگار از نظرمکانی ما رو تا حدودی از هم جدا کرده ولی مگه میشه ما دوتا همدیگر را فراموش کنیم(به هیچ وجهه) منم دیروز به دیدنش رفتم(البته خونشون نه) وتبریکات لازم را دادم امروز هم اینجوری تبریکات لازم را ادا می کنم    فعلا

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 

داستان اموزنده

قورباغه ها

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند
و مسابقه شروع شد ....

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید
اوه,عجب کار مشکلی !!
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
یا :
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف شدند
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر
این یکی نمی خواست منصرف بشه !
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟
!

ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟
و مشخص شد که ...
برنده ی مسابقه کر بوده
!!!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش نده... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازت می گیرن--چیز هایی که از ته دلت آرزوشون رو داری رو باور داشته باش !
همیشه به
قدرت کلمات فکر کن .
چون هر چیزی که می خونی یا می شنوی روی اعمال تو تأثیر میگذاره
پس :
همیشه ....
مثبت فکر کن !
و بالاتر از اون

کر بشو هر وقت کسی خواست بهت بگه که به آرزوهات نخواهی
رسید !

و همیشه باور داشته باش
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

آدم های زیادی به زندگی تو وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانت جا پا هایی روی قلبت جا خواهند گذاشت

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 

به قدر فهم تو ...

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می شود، و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود، و ه قدر دل امیدواران گرم می شود...... پدر می شود یتیمان را. برادر می شود محتاجان برادری را. همسر می شود بی همسر ماندگان را. طفل می شود عقیمان را. امید می شود ناامیدان را. راه می شود راه گم گشتگان را. نور می شود در تاریکی ماندگان را. شمشیر می شود رزمندگان را. عصا می شود پیران را. عشق می شود ..محتاجان به عشق را..

خداوند همه چیز می شود همه کس را. به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس، بشویید قلب قلب هایتان را از هر احساس ناروا. و مغزهایتان را از هر اندیشۀ خلاف و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار... و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها! چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سر سفرۀ شما، با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بربند تاب، با کودکانتان تاب می خورد، و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند....مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه می برید؟ که در عشق یافت نمی شود که به نفرت پناه می-برید؟ که در سلامت یافت می شود که به خلاف پناه می برید؟ قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید. زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می پرد و دور...بی اعتنا به حقیران در روح. کینه چون لاشخور و کر کس است. کوتاه می پرد و سنگین...و جز مردار به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد
البته اینو خودم ننوشتم ولی بلدم از اینا بنویسم ها!!!!(حالا یه دفعه بهتون نشون میدم نا سلامتی من واسه خودم شاعری هستم ها!!!!)
فعلا

در ضمن آخرین روز اولین ماه آخرین فصل سالتون مبارک
 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
 

   سلام سلام (نمی دونم چرا یه دفعه هوس کردم به جای یکی دوتا سلام بکنم ) سلام سلام (ببخشید دوباره هوس کردم)                                                                                                              وای که چقدر خوشحالم (این جمله پرسشی نیست یا عاطفیه یا خبری) به سه دلیل که( البته دو روز دیگه اتفاق می افتند) 107 درصد آن به خاطر دلیل اول،59 درصد آن به خاطر دلیل دوم و 106 درصد آن به خاطر دلیل سوم است (خواهشا درصدهای فوق را جمع نکنید چون کمی مشکل دارند)                        دلیل اول:تولد(قبل از اینکه بقیه متن رو بخونید چشماتون رو ببندید، حدس بزنید و دوباره باز کنید و ادامه بدهید) سر کار بودید هه هه هه ...

-

-

-

-

نه شوخی کردم تولد پری دریاییه(که البته از اونجایی که ما دونفریم و مدیر وبلاگ ایشون هستند و تنها 5/0 درصد آپها را من انجام دادم و بقیه زحمتها رو خودشون کشیدند باید به من گفت پری دریایی شماره  2(که البته شماره 100 بهتره)واین جناب را پری دریایی شماره 1نامید البته ازاین به بعد من او را استاد خطاب خواهم کرد چون ایشون همه جوره علی الخصوص در زمینه کامپیوتر استاد ما هستند)

یه خاطره:یادش بخیر حدود 2 سال پیش که باهم در حال رد شدن از یه کوچه بودیم در گوشه سمت چپ آنجا یه پسره فینگیلی و عینکی که بنظر می رسید کلاس آمادگیه در حالیکه دوچرخه اش را از پشت سر با دست می کشید توجه ما دوتا رو به خودش جلب کرد در همون موقع او با یک فیگور (ژست)پروفسورانه عینکش رو بالا زد بعد از اون این مسئله که اون پسره چرا عینکی شده فکر ما دو تا رو به خودش مشغول کرد.دلیل های ارائه شده توسط ما دو نظریه پرداز:1-شاید از بس درسخونه این جوری شده(نه بابا این فینگیلی که هنوز کلاس آمادگیه) 2-شاید از بس شیطونه و کامپیوتر و پلی استیشن بازی کرده عینکی شده 3- شاید مامان یا باباش عینکی بودند 4-شاید،اصلا نظر خاصی نداریم .

کجای جوونی که یادت بخیر

استاد جون تولدت مبارک(اینم اشک شوقه)دلیل دوم:آغاز سال 2009       کریسمستون مبارک                                                دلیل سوم:سال 2009 سال جهانی نجوم نامگذاری شده ومن که عاشق فیزیک و نجومم امسال حال می کنم    دوستداران نجوم سال نو مبارک                                 حالا نامردید اگه واسه این سه تا دلیل هم که شده هر کدومتون 3 تا کمتر نظر بدهید

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
   
  بخند

خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد.
خنده باعث كاهش درد ميگردد.
خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند.
 خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد.
خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد.
خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد.
خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد.
خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد.
خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد.

كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.
80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.
زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند. خنده از سكته‌هاي قلبي، مغزي، تنگي رگ‌هاي قلبي و بيماري‌هاي تنفسي و دهها بيماري ديگر به‌خوبي پيشگيري مي‌كند.

شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

 

پاورقی:

۱ بخند تا دنیا به روت بخنده

۲ این مطلبو به خاطر داداشم گذاشتم . . .  

 ۳ تو ادامه مطلب یه عالمه عکس خنده دار گذاشتم واستون حتما ببینید

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی ادامه مطلب | 
 
   
 

بله این تصویر مربوط به زمانیست که هنوز دوش حمام اختراع نشده بود!

 
 
 |    نوشته شده به قلم پری دریایی
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور